ميرزا محمد حيدر دوغلات
418
تاريخ رشيدى ( فارسي )
افراسياب ترك بودند كه اين افراسياب را مغول ، بوغاخان « 1 » مىگويند و نسبش اين است : افراسياب ابن پشن ابن داد نشين ابن تور ابن افريدون ، و اين روايت تاريخ ( 188 پ ) گزيده است كه از مجمع التواريخ 338 خواجه رشيد الدين فضل اللّه نقل مىكند و در بعضى تواريخ ديگر ، پيشتر از اين نيز گفته است ، العلم عند اللّه . از سلاطين زادههاى كاشغر ، ساتوق بغراخان در صغر سن به شرف اسلام مشرف شد . بعد ما كه پادشاه شد تمام ولايت كاشغر را به اسلام آورده بعد از آن چند كرسى پادشاهت كاشغر بلكه ماوراء النهر در نسل ايشان ماند تا پيش از استيلاى چنگيزخان . « 2 » كوشلك تايماق كه خان آنان بود از چنگيز گريخته بود . « 3 » كاشغر را از گماشتگان گورخان قراختايى گرفت . گورخان قراختاى را از گماشتگان نسل و دودمان افراسياب گرفته بود و در آن زمان از آن دودمان ، سلطان عثمان در سمرقند و اكثر بلاد ماوراء النهر ، پادشاه بود . وقايعى كه ميان وى و خوارزمشاه واقع است در تمام تواريخ به شرح مسطور و مذكور است . فتنه كوشلك « 4 » و استيلاء مغول بر كاشغر اين جمله را از تاريخ جهانگشاى به جنس 339 نقل كرده شد . « 5 » 340 نقل از تاريخ جهانگشاى چون چنگيز خان در ديار شرقى استيلا يافت ، كوشلك پسر تايماخان « 6 » ايمان « 7 » گريخته به راه بيش باليق زده به حد ولايت گورخان درآمد و در كوهها بىبرگ و نوا مىگشته و اقوام او كه در مصاحبت او آمده بودند پراكنده گشتند و بعضى مىگويند كه جمعى از لشكر گورخان او را بگرفتند و به نزديك گورخان بردند و به يك روايت آن است كه او « 8 » خود برفت . جمله مدتى در خدمت گورخان موقوف بود ، چون سلطان محمد خوارزم شاه با گورخان عصيان آغاز نهاد و امراء ديگر در طرف شرقى بودند سركشى « 9 » مىكردند و به حمايت پادشاه جهان ، چنگيز خان توسل مىجستند و از شر او به عنايت او امان
--> ( 1 ) . نب : بود خاقان . ( 2 ) . نگ : + [ تايانگ خان از پيش چنگيز گريخت ] . ( 3 ) . نگ : كوشلك پسر تايانگ خان ، كاشغر را . ( 4 ) . نب : كوچلك . ( 5 ) . نگ : + فصل چهل و يكم . ( 6 ) . نگ : تايانگ . ( 7 ) . نگ : - ايمان . ( 8 ) . نب : از . ( 9 ) . نب : هر كسى .